|
رَبُّ المَشرقَینِ و رَبُّ المَغرِبَین* فَبِــاَیِّ آلاءِ رَبِّکُـما تُکَـذِّبان
|
اَلسَّلامُ عَلیکَ یا بَقیَّةَ اللهِ فی اَرضِهِ… 
درد دل با امام زمان(عج):

یک جمله و بس 
· مردم میان دو انتظار، اختیار داردند؛ انتظار وعده های دروغ و انتظار موعود.
· چاره دوری راه ، نزدیکی دلهاست.
· کاش اختر بخت ما ، در آسمان چشم تو جلوه ای داشت.
· هر که از راه رسید ، راهزنی کرد و تو نه!
· بر دوش ، بار امید بسته ایم. بار از دوش ما خسته شد! بیا.
· اگر بهار تویی ، هر چه بر ما گذشت ، خزان بود.
· امیدی به غمخانه ما راه نیافت؛ مگر آن که بویی از تو با خود داشت.
· صدای هیچ پایی را نشنیدیم که قلبمان نتپد؛ بگذار آخرین تپیدن قلب برای تو باشد.
· دیروز با که بودی؟ نمی دانم. امروز با که نشستی ؟ نمی دانم . فردا میان مایی ؛ می دانم.
· جز قهر خدا ، هیچ دستی را یارا نبود که این قدر میان ما و تو فاصله اندازد. و جز مهر او هیچ تقدیری این فاصله را برداشتن نمی تواند.
· نفرین بر من که بی تو بودن را تاب آوردم.
· امروز تو نیستی؛ فردا ما نیستیم. چاره چیست؟
· بیا ، تا بدانیم آنچه داریم «مردگی» است نه «زندگی».
· ظهورت را آنانی انتظار می کشند که حضورت را باور دارند.
· با من که از همه بیچاره ترم، مهربان تر باش.
· از این سر گشته تر و تنها تر و بی کس و کار تر و افسرده تر و ناخشنودتر و ناخوشایندتر و...ما را نپسند.
« رضا بابایی»
«برگرفته از مجله موعود جوان»



لَعَنَ اللهُ اَعدائَکَ یا عَلی (ع)
لَعَنَ اللهُ قاتِلیکِ یا فاطِمةَ الزَّهرا(س)





السّلامُ عَلَیکَ آیُّهاَ العَلَمُ المَنصوُبُ والعِلمُ المَصبوُبُ....
سلام بر تو ای پرچم برافراشته و ای دانش ریزان...
عشق می برد تو را تا کرانه بهار
از فراز قله ها از دیار انتظار
در رهت به نوبهار گل به گل نوشته اند
قصه هایی از امید سرگذشتی از بهار
از برای ارمغان ای بهار بی خزان
جان فروز و جان فروز دل بیار و دل بیار
« مشفق کاشانی»
**************
فرارسیدن سالروز تاجگذاری و آغاز امامت قطب دایره امکان، حضرت ولی عصر صاحب الزمان(عج) روحی و ارواحنا له الفداه ، بر همه دوستداران و عاشقان آن حضرت مبارک باد.

صَلیَ اللهُ عَلَیکَ یا اَبا مُحمَّدٍالحَسَنَ بنَ عَلیٍ الهادِیَ المُهتَدی وَ رَحمَةُاللهِ وبَرَکاتُهُ...

شهادت یازدهمین اختر آسمان ولایت و امامت حضرت امام حسن عسکری(ع) بر فرزند نازنینش حضرت صاحب الزمان(عج) و بر همه شیعیان تسلیت باد.
نام : حسن(ع)
لقب معروف: عسکری
کنیه: ابو محمد
مقام: امام یازدهم
نام پدر: علی (ع)
نام مادر: (به روایتی) حدیثه(س)
روز و ماه ولادت: 8 ربیع الثانی
سال ولادت:232 هجری
مدّت امامت: 6 سال
مدّت عمر: 28 سال
روز وماه شهادت: 8 ربیع الاول
سال شهادت: 260 هجری
قاتل: معتمد عباسی
محل دفن: سامراء
تعداد فرزندان: 1 پسر( همه عالم به فدایش)
**************
روز پنجشنبه مختص به حضرت امام حسن عسکری(ع) است. خود را باید مهمان او دانستن و زیارت او کردن بدین صورت:
«السَّلامُ عَلیکَ یا وَلیّ الله و خاصته. السَّلامُ عَلیکَ یا حُجَّة الله و خالصة. السّلامُ علیکَ یا امامَ المؤمنین. السّلامُ عَلیکَ یا وارثَ المرسَلین وحُجّةَ الله ربّ العالَمین. صَلی الله عَلیکَ و علی آل بَیتک الطّیبینَ الطاهرین. یا مَولای یا ابا محمّد الحَسن بن عَلی انا مولی لک ولآل بَیتک هذا یومُک و هو یَومُ الخَمیس و انا فیه ضَیفٌک و مُستَجیرٌ بک فاحسِن ضیافَتی بحَقّ آل بیتِک الطّیبینَ الطاهرین.»


چشم برزخی
هرکس بر طبق خویهایی که در دنیا داشته در برزخ ظاهر می شود و در واقع باطن او را از اعمال و رفتارش پدید می آورد، در سوره عبس(آیات 34 _ 36) می خوانیم:
« یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن اَخیهِ وَ اُمِّه وَ اَبیهِ وَ صاحبَتِهِ وَ بَنیهِ».
یعنی: آن روز که هر کس از برادرش و از مادر و پدر و زن و فرزندش می گریزد.
علامه حسن زاده آملی میگوید:« اگر چشم برزخی انسان در همین دنیا باز شود اکثر مردم را در ایاب و ذهاب به کوی و برزن کَالفَراشِ المَبثُوثِ ( اشاره به آیه شریفه یَومَ یَکونُ النّاسُ کَالفَراشِ المَبثوثِ) می بیند.»
در همین دنیا، انسانهای نادری وجود دارند که به دلیل صفای باطن و پاکی درون که از طریق عبادت و مراقبت و تقوا به دست آورده اند دارای چشم برزخی شده و هر کسی را مطابق ملکاتی که دارد می بیند و افراد صالح را به صورتهای نیکو ولی بدکاران را به صورت حیوانات موحش و موذی مشاهده نموده اند.
شهید آیت الله دستغیب گفته است : به یک واسطه برایم نقل کرده اند که آخوند کاشی_ استاد آیت الله بروجردی_ دارای مکاشفه بوده و ملکوت را در مواقعی درک می نموده است.
روزی به مجلس ختم و فاتحه وارد می شود، یکی از اعیان پیش روی آخوند بلند می شود که به ایشان جا دهد؛ آخوند از هیبت برزخی او وحشت کرده و به گوشه ای از آن مجلس فرار می کند.آن فرد بعداً در کوچه به آخوند می رسد و با گلایه می گوید: ما در فلان مجلس به شما احترام کردیم، جلو شما برخاستیم و جایتان دادیم ولی این طور فرار کردید!
آخوند فرمود: پس آن خرس شما بودید! آری، باطن آن شخص ظهور کرده و آخوند کاشی ملکوتش را که خرسی بوده، مشاهده نموده است.
علاوه بر چشم ، گوش انسانهای وارسته و پاک نیز میتواند اصواتی را که دیگران درک نمی کنند بشنود. از جمله داستان زیر است که نقل شده:
زمانی مرحوم شیخ عبّاس قمی_ مرد تقوا و فضیلت_ به زیارت مرقد مطّهر حضرت علی (ع) در نجف اشرف رفت و پس از زیارت به محوطه اطراف مراجعت نمود. قبرستانهای متعددی در اطراف حرم حضرت امیرمؤمنان(ع) بود. محدث قمی نقل میکرد: برای زیارت مراقد آن حوالی قدم زنان راه افتادم، ناگهان صدای عجیبی توجه مرا به سوی خود جلب کرد. این فریاد چون نعره شتری بود که گویی کوهان آن را داغ می کنند و چون شتری در آن قبرستان ندیدم از این بابت شگفت زده شدم، عجیب تر اینکه صدا هر لحظه شدیدتر می شد؛ به جوانب خود دقیق شدم ، نخست چیزی نیافتم، امام بعد متوجّه جنازه ای شدم که برای تغسیل و تدفین به آن قبرستان می آورند.
ایشان افزود: تازه متوجه شدم آن صدای خوفناک مربوط به جنازه است و من فریاد این تازه در گذشته را میشنوم! اما غسّال و مشایعین چنین فریادی را درک نمی کنند و حتی با تعجب مر می نگریستند که چرا به حالت مبهوت به آن شخص متوفی می نگرم و پیش خود می گفتند: مگر این آقا تا به حال جنازه ندیده است!
برگرفته از کتاب « خوشایند زندگی، خویشاوند مرگ» اثر غلامرضا گلی زاده
پناه بر خداوند هستی بخش...


رحلت جانسوز نبی اکرم(ص) و شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد.
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رَسول الله…
سلام بر تو ای خاتم پیامبران …
سلام بر تو ای بر پا دارنده عدالت….
سلام بر تو ای معدن وحی و نزول قرآن…
امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید:
هنگامی که وصیتنامه رسول خدا(ص) را مطالعه کردم دیدم در بخشی از آن چنین نوشته شده است:
« ای علی! جز تو کسی در کار غسل و کفن و دفن من شرکت نجوید».
به آن حضرت گفتم: پدر و مادرم به فدایت! آیا انجام دادن آن به تنهایی برایم ممکن است؟!
فرمود: دستور جبرئیل است که از جانب پروردگار آمده است.
پرسیدم: در صورت عجز آیا از کسی کمک بخواهم؟
فرمود: جبرئیل گفته است که:
« سنّت دیرینه الهی چنان بوده است که پیامبران را جز جانشینان آنان، غسل نمی داده اند. اکنون نیز باید تداوم این سنت به دست علی انجام یابد...»
برای انجام دادن غسل من، محتاج به یاری کسی نخواهی شد؛ چه اینکه تو را نیکو یاوران و نیکو برادرانی است!
پرسیدم:پدر و مادرم به فدایت آنها چه کسانی هستند؟
فرمود:« جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، ملک الموت و اسماعیل فرشته ای که امور آسمان و دنیا به او واگذار شده است».
در این هنگام به سجده افتادم و خدا را سپاس گفتم که یاورانی که امین پروردگارند به کمکم خواهد فرستاد.
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ابا مُحمَدٍ یا حَسَنِ بنِ عَلی (ع)...
شیخ صدوق از حضرت صادق(ع) روایت کرده که فرمود:پدرم از پدر خود خبر داد که حضرت امام حسن(ع) در زمان خویش از همه مردمان عبادت و زهدش بیشتر بود...هرگاه یاد میکرد مرگ، قبر، بعث، نشور و گذشتن بر صراط را، گریه می کرد.و چون یاد میکرد عرض اعمال را بر حق تعالی، نعره می کشید و مدهوش می گشت.چون به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید، به جهت آنکه خود را در مقابل پروردگار خویش می دید.و چون یاد می کرد بهشت و دوزخ را، اضطراب می نمود، مانند اضطراب کسی که او را مار یا عقرب گزیده باشد...و هرگاه در قرآن تلاوت میکرد:«یا اَیُها الذّینَ امَنوُا» می گفت:« لَبَیک اللهُّم لبَّیک».

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عَلی بنِ موسیَ الرِّضا(ع)...
ای پسر موسی بن جعفر(ع)، ای فرزند زهرا(س)، ای غریب الغربا ، ای حج فقرا و ای ضامن آهو.
در مقابل ضریحت کنار دلم می نشینم و به تماشای رویش سبز استجابت دعاهایم انتظار را خلاصه می کنم. دستهایم را دخیل می کنم به پنجره همیشه سبزت، پنجره ای که همیشه غزلی به همراه دارد.در میان این دستهای نا توان، دعاهایم جوانه می زند و سبز می شود و آنگاه از بین انگشتانم سرازیر می شوند.التماست می کنم . التماسم را ببین. بال و پر شکسته ام را درمان کن.ای طبیب همه قلبهای شکسته!


ای مرهم نایاب دل سوخته عشق
ای جلوه ای از آتش افروخــته عشق
ای پادشــه حاکـــمِ بر مملکت دل
ای گشــته جدا از قــفس بی نفـسِ گِل
ای دُرّ نهان گشته میان صدف عشق
ای مقصد و منظور و مراد و هدف عشق
ای محرم راز دل بشکسته و ابری
دل بی تو نبـاشد دگرش طاقت و صبری
ای تک گل باقی ز گلسـتان خدایی
ســـر داده ای آخـر ز چه آهنـگ جدایی
صحرای جهان تشنه و محتاج عبورت
ای ابـــر وجود تو حجـاب مَه ِصــورت
ای قاصـــدِ از جانــب دلـــدار کجایی
ای دوخـــته بر مقــدم انـــظار کجایی
کِی عطـر تو آکنــده کند عالم احساس
ای شـاخـه یـادآور خوشـبوی گــل یاس
کِی بار دگر زنده شود عشق حقـیقی
در شـهر فرو رفتــه بـه مُُرداب عمیــقی
کِی چشمه جوشان تو ای حسرت جانان
جاری شود و جــان بدهـد بر دلِ بـی جان
کِی این غم درد آور هجران به سر آید
تا بـار دگــر بـر شب تـــارم سحـــر آیـد
« رضا امینی»
« برگرفته از هفته نامه منتظر»

سلام دوستان عزیز و گرامی...
امیدوارم در سایه حضرت صاحب الزمان(عج) و به یُمن وجود امام حسین(ع) سال خوب و خوشی را آغاز کرده باشید...سالی که به نام نامی پیامبر گرامی اسلام (ص) مزّین شده است.
خدا را شاکرم ...هزاران مرتبه...
روز اول سال 1385...اولین خانه...برای دید و بازدید نوروز.......
من...یک بنده حقیر...میهمان حضرت صاحب الزمان(ع) در مسجد مقدّس جمکران بودم.
جای همه شما خالی بود... آنقدر صفا و معنویت در آن مکان مقدّس موج می زد که از خود بی خود میشدی.
روز اربعین امام حسین(ع) بود و روز اول سال.هزاران نفر از سراسر کشور آن شب میهمان آقا بودند.آنقدر جمعیت زیاد بود که گاهی با سیل زائران روانه می شدی...خودت نبودی...هزاران هزار چشم...منتظر یک نگاه بودند که سال جدیدشان را با اطمینان شروع کنند.
دستهایی که رو به آسمان بودند و او را طلب می کردند....دلهاییکه برای یک لحظه دیدنش پر می کشیدند و اشکهایی که جلوی نگاهها را می گرفتند.
باز هم برای همه شما دوستان عزیز آرزوی سالی پر از موفقیت و کامیابی دارم...
انشاالله این نوروز آخرین نوروز غیبت امام زمان(عج) است و به زودی همه ما ندای« اَنا بَقیة الله» را از کنار حرم امن الهی می شنویم.
