تبليغاتX
مــاه گـرفتــــه
رَبُّ المَشرقَینِ و رَبُّ المَغرِبَین* فَبِــاَیِّ آلاءِ رَبِّکُـما تُکَـذِّبان

صَلَی اللهُ عَلیکَ یا سَیِّد الوَصیّینَ و اَمینَ رَبِّ العالَمینَ و دَیّانَ یَومِ الدِّینِ وَ خَیرَ المُؤمِنینَ و سَیِّدَ الصَّدقینَ والصَّفوةَ مِن سُلالةِ النَبیّینَ و بابَ حِکمَةِ رَّبِّ العالَمین و خازِنِ وَحیهِ و عَیبَةَ عِلمِهِ.....

 

سالروز شهادت آقای اوصیاء ، امین اسرار الهی، مطیع کننده مردم برای دین، بهترین مؤمنان و آقای صدیقین، برگزیده از نسل پیامبران، باب حکمت پروردگار جهانیان و خزینه دار وحی و گنجینه دار دانش الهی، مولی الموحدین ، حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد.

        

              

 

می خواستم متنی بنویسم که شاید کمی از حال و هوای این روزها رو داشته باشه، اما هر کاری کردم نشد.

میخواستم چند تا حدیث بنویسم...موعظه های امیرالمؤمنین(ع) رو بنویسم و خیلی حرفهای دیگه؛....اما نشد.

اصلاً من و قلم من رو چه به این حرفها!

من که نام شیعه علی را روی خودم گذاشتم پس چرا هر کاری که دوست دارم انجام میدم؟

مثلاً شیعه علی هستم ولی خدائیش هر وقت نام علی رو میشنوم از خودم خجالت می کشم.می ترسم از لحظه ای که آشنای دور از نظر یعنی عزرائیل بیاد و پیغام مرگ رو برام بیاره و اونوقت من شرمنده علی باشم. خجالت می کشم که توی قبر برای جواب دادن به سوال منکر و نکیر دست به دامن علی بشم در حالی که حتی یه بار کاری نکردم که دلش رو شاد کنم و از من راضی بشه.

فقط و فقط امیدم و افتخارم اینه که دوستش دارم...خیلی زیاد.......

برایش می میرم.

خلاصه اینکه میگم .......عشق یعنی عشق علی.........

هنوز اونقدر لیاقت نداشتم که بتونم قبر مطّهرش رو زیارت کنم.

همیشه به خدا می گم: خدایا حیف ضریح نازنین امیرالمؤمنین علی(ع) نیست که با چشمهای گنهکار من نظاره بشه!

حیف اون صحن و سرای ملکوتی نیست که قدمهای عاصی من رو تحمل کنه!

شاید خیلی ها این حرف من رو قبول نداشته باشن.اما من معتقدم شأن و مقام امیرالمؤمنین اونقدر والا و عظیمه که فقط عرشیان و اولیاء خدا باید به خودشون اجازه بدن وارد حریم پاک و منوّرش بشن.

ولی لطف و کرم مولا بیش از این است که بنده های گنهکار و عاصی خدا رو از در خونش در کنه.

روز شهادت آقا، چه حرفهایی نوشتم...عجیبه ، نه!

اما خوب، تنها نوشتن حکایت چاه و ناله های شبانه علی یا قصه ظرفهای شیر و یتیمان کوفه کافی نیست.

هر کسی که ادعا داره دوستدار و عاشق علی است باید به عشقش اعتراف کنه.عشق علی نوری است که اگه به دل کسی بتابه اون دل صاف و صیقلی میشه ...مثل آینه.فقط ای کاش، اجازه نمی دادیم این آینه هر تصویری رو منعکس کنه.

خدایا ، به حق امیرالمؤمنین ، به حق عاشق واقعی علی یعنی فاطمه، عشق علی رو نصیب و روزی همه ما بگردان.

                                                                       آمین

   

           

               

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:34  توسط مهتاب  | 

                        

میلاد با سعادت خلف رشید امیرالمؤمنین، نور چشم فاطمه و علی،

کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی (ع) بر همه شیعیان مبارک باد.

                          

    آیا از  سفره کرمت مرا هم سهمی هست؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 9:34  توسط مهتاب  | 

                            

این نامه را برای تو می نویسم.

برای تو که از برگ گل بهتری و از چشمه زلال تر.

 

یه شب خواب دیدم که اومدی...از یه سفر دور. اومده بودی و چشم ما به نور تو روشن شده بود.

توی خواب دیدم که خورشید از هیبتت خاموش شد...

روز روشن، ستاره ها به یمن مقدمت آسمون رو آذین کرده بودند.

زمین از شرم به خودش می لرزید...

چشمها اشک باران بود.

 

از خواب بیدار شدم.حقیقت مثل یه آوار روی سرم خراب شد.

تو هنوز نیامده بودی و خورشید همچنان  می درخشید.

ستاره ها هر شب طلوع می کنند و زمین مثل همیشه می چرخد و می چرخد...بدون حضور تو!

اما نه! تو حضور داری و فقط چشمهای گرد و غبار گرفته ماست که تو را نمی بیند.

این جمعه هم گذشت و تو نیامدی...تا جمعه بعد شاید ...

 

با تقدیم تمام خوبیهای عالم به تو ای پدر تمام خوبیها!

 

منتظر می مانم...منتظر می مانیم.....تا همیشه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 8:11  توسط مهتاب  | 

 

سلام رمضان

 

سلام رمضان! ای ماه خدا!

با تو دیگر ما را با دام شیطان چه کار که سرمستان از سفره ضیافت الهی، بی نیاز از دانه های شیطان اند.

سلام رمضان! ای ماه رحمت، ای ماه برکت و ماه مغفرت!

درهای مغفرت را گشودی تا شوری شوره زار دلها را بزداییم و زمینه ساز رویش زیباییها باشیم.

سلام رمضان! ای ماه طهور، ای ماه پاکیها و پاکسازیها!

 

می آیی تا زنگار نفاقها و دوئیتها را از دلها بزدایی و بر جانهای آلوده به هوسهای شیطانی، آب توبه فرو ریزی.

 

رمضان!

بیا که مدتهاست در انتظار توییم تا روح و جانمان را در چشمه زلالت شست و شو دهیم.

سلام رمضان!

ای برگزیده الهی،

ای بهترین ماهها،

روزهای تو بهترین روزها،

شبهای تو با فضیلت ترین شبها،

و ساعات تو افضل ساعات در نزد خدایند.

 

سلام رمضان!

ای ماه دعا و مناجات،

ای ماه توبه و استغفار،

و ای ماه احیا و شب زنده داری.

 

سلام رمضان!

ای ماه میهمانی خدا،

چه زیبا و رنگین است سفره ضیافت خدا در تو!

جان گرسنه و روح تشنه ما در انتظار دعوت تواند؛ تا از طعام معنوی تو جان گیرند؛

و از شراب روحانیتت سرمست شوند که جرعه ها و لقمه های سفره تو همه نورند.

سلام رمضان!

ای ماه یادآور قیامت!

روزها و روزه های تو،

گرسنگیها و تشنگیهایت، پرده غفلت از سختیهای قیامت بر می گیرند و بانگ هشدار سر می دهند که مهیا باشید!روزهای سخت در پیش است.

سلام رمضان! ای بهار قرآن!

قرآن نور و هدایت است و تو بهار قرآنی.

پس تو بهار نور هدایتی.

سلام رمضان! ای ماه تقدیر!

سرنوشت ما در تو رقم می خورد و آینده ما با تو و در تو اندازه گیری می شود.

سلام رمضان! ای ماه عروج!

تو نردبان صعود به بلندای کمالی،

تو پلکان اوج زیباییها،

تو بال پرواز روح به عالم ملکوتی.

                                                                                                                             «اکبر اسدی»

 

        

         

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 14:38  توسط مهتاب  |